تبليغاتX
هدیه ای ناقابل

هدیه ای ناقابل

 

مطالب دو طرفه و باحال

پسرا نخونن

 

دقت كرديد كه همه چيزهاي خوب خانم هستند: خورشيد خانم، پروانه خانم، مهتاب خانم! اما همه چيزهاي بد آقا هستند: آقا دزده، آقا گاوه، آقا گرگه!!!

 

شباهت آقايون با آگهي بازرگاني چيست؟ شما نمي توانيد يک کلمه از حرف هاي آنها را باور کنيد و هيچ چيزي براي زماني بيش از ۶۰ ثانيه دوام نمي آورد

 

قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود، بلكه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد!

 

مردها مثل جای پارك (پاركینگ) هستن خوباشون كه قبلا اشغال شده بقیشون كه مونده یا كوچیك هست یا جلو در مردم.

 
انواع مرد: اروپایی:یه زن داره یه دوست دختر(زنشو بیشتر از دوست دخترش دوست داره) امریکایی: یه زن داره یه دوست دختر(دوست دخترشو بیشتراز زنش دوست داره) ایرانی:یه زن داره سی تا دوست دختر(ننه اش رو از همه بیشتر دوست داره) 

 

زن خوب تو دنيا مثلا دايناسوره كه نسلش منقرض شده ، ولي مرد خوب مثل سيمرغ ، كه از اول هم افسانه بوده

 

فرق باطری با مرد چيست؟ باطری اقلا يک قطب مثبت داره ولی مرد هيچ چيز مثبتی نداره

 

وقتي يه زن ميبينه که شوهرش داره زيکزاک تو حياط ميدوه بايد چيکار کنه؟
هيچي ، بايد بهتر هدف بگيره و به شليک کردن ادامه بده

 

بهترين انتقام از زني که شوهرتون را از چنگتون در آورده چيه؟
بذارين شوهرتون مال اون زن بمونه...

 

زن: اگه امشب نيايي بريم خونه مامانم ديگه منو نمي‌بيني! مرد: براي چي؟ زن: واسه اينكه چشمهاتو درمي‌آرم!

 

دخترا نخونن
 
اگه خوشگل باشن میگن این چه جیگریه.

اگه زشت باشن میگن کی اینو بگیره.

اگه تپل باشن میگن این چه گوشتیه.

اگه لاغر باشن میگن مردنیه.

اگه مودبانه صحبت کنندمیگن چه لفظ و قلم.

اگه رک و راست باشن میگن چه بی حیاست"خودم و ایهام".

اگه بخوان یه خرده فکر کنند میگن چه ناز می کنه.

اگه سریع جواب بدن میگن چه حاضر جوابه.

اگه تند راه برند میگن داره میره سر قرار.

اگه آروم راه برند میگن دختره اومده بیرون چرخ بزنه ول بگرده.

حرف می زنه.bfاگه با موبایلش صحبت کنه میگن حتما داره با

اگه خاستگارش رد کنه میگن حتما یکی زیر سر داره.

اگه حرف شوهر پیش بکشه میگن دختره سرسفید چشم و گوشش می جنبه.

اگه به خودش برسه میگن دلش شوهر می خواد.

اگه()()()()()()که بمیره خوبه؟؟؟؟

+ نوشته شده در 90/11/09ساعت 9:30 توسط ب تو چ |


پسرها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف

سن 14 سالگي : تازه توي اين سن، هر رو از بر تشخيص ميدن . اول بدبختي

سن 15 سالگي : ياد مي گيرن که توي خيابون به مردم نگاه کنن ... از قيافه خودشون بدشون مي ياد سن 16 سالگي : توي اين سن اصولا راه نميرن، تکنو مي زنن ... حرف هم نمي زنن ، داد مي زنن ... با راکت تنيس هم گيتار مي زنن

سن 17 سالگي : يه کمي مثلا آدم ميشن ... فقط شعرهاشون و بلند بلند مي خونن ... يادش به خير اون روزها که تکنو نبود راک ن رول مي خوندن

سن 18 سالگي : هر کي رو مي بينن تا پس فردا عاشقش ميشن ... آخ آخ ...آهنگ هاي داريوش مثل چسب دو قلو بهشون مي چسبه

 سن 19 سالگي : دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن ... تيز ميشن ... ابي گوش ميدن سن 20 سالگي : از همه شون رو دست مي خورن ...ستار گوش ميدن که نفهمن چي شده

سن 21 سالگي : زندگي رو چيزي غير از این بچه بازيها مي بينن ... مثلا عاقل مي شن

 سن 22 سالگي : نه مي فهمن که زندگي همش عشقه ... دنبال يه آدم حسابي مي گردن

 سن 23 سالگي : يکي رو پيدا ميکنن اما مرموز ميشن ... ديدشون عوض مي شه

سن 24 سالگي : نه... اون با يه نفر ديگه هم دوسته ...اصلا لياقت عشق منو نداشت

 سن 25 سالگي : عشق سيخي چند؟ ... طرف بايد باباش پولدار باشه... حالا خوشگل هم باشه بد نيست

سن 26 سالگي : اين يکي ديگه همونيه که همهء عمر مي خواستم ... افتخار ميدين غلامتون باشم ؟ سن 27 سالگي : آخيش

 سن 28 سالگي : کاش قلم پام مي شکست و خواستگاري تو نميومدم

خترها و ديدگاهشون از زندگي اجتماعي در سنين مختلف

 سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهشون مي گفت چطوري؟ ميگفتن ... خوبم مرسي ... حالا ميگن مرسي خوبم

 سن 15 سالگي : هر کي بهشون بگه سلام ... ميگن عليک سلام ... نقاشيشون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي

 سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعيند ... فردا صبح هم ميخوان خودکشي کنن ... شوخي هم ندارن

 سن 17 سالگي : نشستن و اشک مي ريزن ... بهشون بي وفايي شده ... کوران حوادث

 سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پاشون رو هم نگاه نمي کنن

سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي برن ... فکر مي کنن اون يه آدم به تمام معناست

 سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج دارن ، فقط

 سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه

سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي کنن

سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه

سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر کن ميخواد باشه ، باشه

 سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله

سن 27 سالگي : آخيش سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومديم

 

+ نوشته شده در 90/09/12ساعت 12:17 توسط ب تو چ |


زندگی چيست ؟

 

 

 نان . آزادی . فرهنگ . ايمان ودوست داشتن .

زن عشق مي كارد و كينه درو مي كند...

 ديه اش نصف ديه توست و مجازات زنايش با تو برابر...

 مي تواند تنها يك همسر داشته باشد

 و تو مختار به داشتن چهار همسرهستي ....

براي ازدواجش ــ در هر سني ـ اجازه ولي لازم است

 و تو هر زماني بخواهي به لطف قانونگذار ميتواني ازدواج كني ...

 در محبسي به نام بكارت زنداني است و تو ...

 او كتك مي خورد و تو محاكمه نمي شوي ...

 او مي زايد و تو براي فرزندش نام انتخاب مي كني....

او درد مي كشد و تو نگراني كه كودك دختر نباشد ....

 او بي خوابي مي كشد و تو خواب حوريان بهشتي را مي بيني ....

 او مادر مي شود و همه جا مي پرسند نام پدر ...

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛

 پیر می شود و میمیرد...

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

 چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،

 زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛

 گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛

 سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند...

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد...!

و این رنج است

 

 

 

با همه چيز درآميز و با هيچ چيز آميخته مشو

 که در انزوا پاک ماندن نه سخت است و نه با ارزش

 

دکتر علی شريعتی انسان‌ها را به چهار دسته تقسيم کرده است:

١ـ آناني که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

عمده آدم‌ها حضورشان مبتنی به فيزيک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم مي‌شوند. بنابراين اينان تنها هويت جسمی دارند.

 

٢ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هم نيستند.

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هويت‌شان را به ازای چيزی فانی واگذاشته‌اند. بی‌شخصيت‌اند و بی‌اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آيند. مرده و زنده‌‌شان يکی است.

 

٣ـ آنانی که وقتی هستند، هستند و وقتی که نيستند هم هستند.

آدم‌های معتبر و با شخصيت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثيرشان را می‌گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داريم و برايشان ارزش و احترام قائليم.

 

٤ـ آنانی که وقتی هستند، نيستند و وقتی که نيستند هستند.

شگفت‌انگيز‌ترين آدم‌ها.

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه‌اند که ما نمي‌توانيم حضورشان را دريابيم. اما وقتی که از پيش ما مي‌روند نرم نرم آهسته آهسته درک مي‌کنيم، باز مي‌شناسيم، می فهميم که آنان چه بودند. چه می‌گفتند و چه می‌خواستند. ما هميشه عاشق اين آدم‌ها هستيم. هزار حرف داريم برايشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گيريم قفل بر زبانمان مي‌زنند. اختيار از ما سلب مي‌شود. سکوت می‌کنيم و غرقه در حضور آنان مست می‌شويم و درست در زماني که می‌روند يادمان می‌آيد که چه حرف‌ها داشتيم و نگفتيم. شايد تعداد اين‌ها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

+ نوشته شده در 90/08/17ساعت 11:0 توسط ب تو چ |



کل کل دوتا شاعر در مورد دختر و پسر! ( طنز )

شعر خانم :
به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید
خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !
برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !
مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !
به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید
تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید
ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید
خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !
وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن آفرید
برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره ، پری ، نسترن آفرید
برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !
برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید
به نام خدایی که سهم تو را / مساوی تر از سهم من آفرید




پاسخ دندان شکن از مرد :
به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین
خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین
خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین
پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین
خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین
رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین
دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !
نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!
مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین
زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین
من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین
چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین
و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین
تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این
که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین !

+ نوشته شده در 90/08/08ساعت 8:55 توسط ب تو چ |


 

ببخشید اینقدر جا موند

خصوصیات پسرا...

1-چشماشون بيشتر از عقلشون كار مي كنه.

2-تا يه دختر خوشگل مي بينن مثل جوجه راه مي افتن دنبالش.

3-چشمك جزو تيك عصبيشونه.

4-اصولا هفته أي 1 بار شكست عشقي مي خورن.

5-اگه يه روز متلك نگن زبونشون ميخ در مياره.

6-دوستت دارم جزو حرفاي روز مرشونه.

7-زبان باز ترين و پاچه خوار ترين موجودات روي زمين.

8-مي خوان دختره فقط ماله خودشون باشه و خودشون ماله همه

+ نوشته شده در 90/08/01ساعت 8:17 توسط ب تو چ |


 
این برای خنده دخترانظر فراموش نشه
 
 

از کودکی شروع میکنیم :

در کودکی:

پسرها هر وقت شیطنت میکردند یک سیلی محکم صورتشان را نوازش میکرد.

دخترها هر وقت شیطنت میکردند یک ضربه فانتزی به ماتحتشان میخورد.

خودتان قضاوت کنید: کدام ضربه درد بیشتری دارد؟

 

روزهای جمعه که مدرسه ها تعطیل بود :

پسرها برای خرید نان مجبور به بیگاری در صف نان بودند.

دخترها کنار عروسک هایشان لالا میکردند.

 

هنگامی که کارنامه ها را به دست والدین محترم میدادند :

پسرها شدیداً بخاطر نمرات پایین سرکوفت می خوردند و البته گاهی هم ممنوع شدن از مشاهده کارتون.

دخترها هیچی نمیشدند. چون قرار بود در آینده ازدواج کنند و نان آور خانه هم نخواهند بود.

 

هنگامی که پدر خانواده شب به منزل می آمد :

پسرها فرار میکردند و یه گوشه ای میخزیدند تا چُغُلی های مادر، کار دستشان ندهد.

دخترها به بغل پدر میپریدند و چپ و راست قربون صدقه میشنویدند.

 

روز اول مهر ماه که مدرسه ها باز میشد :

پسرهای عزیز کله هایشان را با نمره ۴ میزدند و مزین به لغت نامانوس کچل میشدند.

دخترها فقط به پسرها میگفتند: چطوری کچل؟

 

در ۱۸ سالگی :

پسرها تمام اضطراب و دلهره شان این است که دانشگاه قبول شوند و سربازی نروند و ۲ سال از زندگیشان هدر نرود.

دخترها ورودشان به پادگان طبق قانون ممنوع است.

 

در دانشگاه:

پسرها همان روز اول عاشق میشوند و گند میزنند به امتحان ترم اولشان و مشروط میشوند.

دخترها فقط در بوفه مینشینند و به پسرهایی که زیر چشمی به آنها نگاه میکنند افاده میفروشند.

 

در هنگام نمره گرفتن:

پسرها خودشان را جر میدهند تا ۹٫۵ آنها ۱۰ شود و باز هم استاد قبول نکرده و در آخر می افتند.

دخترها فقط پیش استاد میروند و یک لبخند میزنند و نمره ۴٫۵ آنها به ۱۷ تبدیل میشود.

 

در کافی شاپ:

پسرها: حساب میکنند.

دخترها: میگویند مرسی!

 

در مخ زدن:

پسرها باید دلقک بازی در بیاورند تا طرف تازه بفهمد که وجود دارند، دو ساعت منت بکشند تا طرف تلفن را بگیرد، هفته ها برنامه ریزی کنند تا طرف قرار بگذارد، ساعت ها باید خالی ببندند تا طرف خوشش بیاید و هنگام بهم خوردن رابطه ماه ها و در مواردی دیده شده است که سالها در هوای دلگرفته پاییز پیپ بکشند و قهوه بنوشند و هی آه بکشند .

دخترها فقط کافی است که یه لبخند بزنند و چشم ها را نازک کرده، لبها را غنچه و سری به سمت موافق تکان دهند و هرگاه رابطه بهم خورد فقط میگویند فدای سرم.

 

هنگام خواستگاری:

پسرها باید خانه، ماشین، شغل مناسب، مدرک دهن پر کن، قد رشید، هیکل خوش فرم، خوشتیپ و هزارتا کوفت و زهر مار داشته باشند و پشت سر هم از موفقیت ها و اخلاق خوب و ... برای عروس خانم بگن و احتمالا انگشتری برای نشون کردن در دست سرکار علیه عروس خانم بکنند.

دخترها فقط کافی است بنشینند و لام تا کام حرف نزنند.

 

هنگام ازدواج:

پسرها باید شیربها، مهریه، خرید عروسی، جواهرات گوناگون، جشن و سالن و... را از سر قبر پدرشون تهیه کنند.

دخترها فقط باید جهیزیه بدهند که احتمالا به دلیل شروع خرید جهزیه از اوان کودکی همش بنجل شده و آقای داماد باید با تحمل هزارتا منت آنها را قبول کرده، دور ریخته و یه سری جدید بخرد.

 

هنگام زندگی عشقولانه دو نفره:

پسرها باید بگویند چشم، و البته اگر هم نگویند دو قطره اشک کنار چشمان مژگان خانم ها آنها را وادار به چشم گفتن میکند.

دخترها هم باید دستور بدهند و دیگر هیچ.

 

کار کردن:

پسرها مثل سگ پا سوخته باید از صبح خروس خوان تا آخر شب کار کنند و همش تو فکر غرولند مدیر و قسط عقب افتاده بانک و قبض برق و آب باشند و در آخر نعششان را با بدبختی به خانه برسانند.

دختر ها فقط کافی است که کلید ماشین لباس شویی، کلید ماشین ظرفشویی و کلید مایکروفر را فشار دهند و در حالیکه ناخن هایشان را مانی کور میکنند با مادرشان در مورد رنگ موی دختر خاله جاری عمه خانم فرخ زمان خانم، بحث و تحلیل علمی داشته باشند ..

+ نوشته شده در 90/08/01ساعت 8:13 توسط ب تو چ |


تفاوت دختران و پــــــــــســـــران

سلام دوستان امیدورام حالتون خوب باشه من یه معذرت خواهی بخاطر اینکه دیر به دیر اپ می کنم به شما بدهکارم ،باور کنید سرم خیلی شلوغه خیلی کم وقت می کنم بیام نت ،امیدورام از مطلب زیر خوشتون بیاد

ریاضی پسران: ۲+۲ مساوی است با ۴٫ فوقفوقش ۵٫

ریاضی دختران: ۲ تا گل داریم ۲ تا گل دیگه هم میذاریم کنارش که به مامانمون هدیه بدیم؛ مجموعا میشه یه دسته گل.


جغرافی پسران: اگر دست راست خود را به طرف شرق و دست چپ خود را به طرف غرب بگیریم، شمال در پیشرو و جنوب در پشت سرمان خواهد بود.
جغرافی دختران: اگر قادر به تشخیص دست راست و چپ خود باشیم، بهتر است به خانه بخت رفته و دل وزیر آموزشوپرورش را که بارها اعلام کرده از ازدواج دانشآموزان دختر استقبال میکند، شاد کنیم.


ادبیات پسران: درس «حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی…
ادبیات دختران: درس «مرضیه وزیر» از تاریخ …


انگلیسی پسران:
I want to go to the garden with my friends
انگلیسی دختران:
I want to go to the kitchen and cook the dinner for my lord husband




تاریخ پسران (پس از حذف پادشاهان و لشکرکشیها که دولت وعدهاش را داده(: یونانیها به سرکردگی یک یارویی حدود دو هزار سال پیش به ایران حمله کردند و عدهای از مردم را کشتند و یک سلسلهای را منقرض کردند اما پس از اندکی خودشان هم رفتند وردست بابایشان.
تاریخ دختران (پس از اصلاحات مذکور): یونانیها یک زمانی به ایران آمدند و سعی کردند بهجای خورشت پلو بادمجون غذای پلاخورشتوس یونانی را که اصلا هم خوشمزه نبود، رواج بدهند اما نتوانستند. طرز تهیه خورشت پلوبادمجون به شرح زیر است…


فلسفه پسران: سقراط فیلسوفی یونانی بود که پیوسته در طلب حق بود و لقب شهید راه حقیقت گرفت.
فلسفه دختران: زن سقراط پیوسته در تعقیب شهید راه حقیقت بود و دمار از روزگار او درآورد.


فیزیک نور پسران: در انعکاس یک تصویر در آینه بین فاصله کانونی آینه(f) و فاصله جسم از آینه(p) و فاصله تصویر از آینه (q) رابطه وجود دارد.
فیزیک نور دختران: در انعکاس تصویر در آینه همیشه بین نجابت، زیبایی و شوهرداری باید نسبت وجود داشته باشد

+ نوشته شده در 90/07/26ساعت 9:48 توسط ب تو چ |


چهل کاری که دخترا هرگز نمی تونند انجامش بدن!!!!

1- چیزی در مورد ماشین فهمیدن ، البته به جز رنگش

2- درك مضمون اصلی یك فیلم هنری
3- 24 ساعت رو بدون فرستادن sms زندگی كردن
4- بلند كردن چیزی
5- پرتاب كردن
6- پارك كردن
7- خواندن نقشه
8- دزدی كردن از بانك
9- آرام و ساكت جایی نشستن
10- بیلیارد بازی كردن
11- پول شام رو حساب كردن
12- مشاجره كردن بدون داد كشیدن
13- مواخذه شدن بدون گریه كردن
14- رد شدن از جلوی مغازه كفش فروشی
15- نظر ندادن در مورد لباس یك غریبه
16- كمتر از بیست دقیقه داخل یك دستشویی بودن
17- دنده ماشین را با انگشت عوض كردن
18- راه انداختن درست یك ویدئو
19- تماشای یك فیلم جنگی
20- انتخاب سریع یك فیلم
21- وقتی موهاشون رو زیر روسری یا مقنعه میبرین دهنشون رو یه متر باز نکنن
22- ندیدن فیلم هندی
23- غیبت نكردن
24- فحش ناموسی دادن
25- نرقصیدن موقع شنیدن یك آهنگ شاد
26- آرایش نكردن
27- لاك نزدن
28- صحبت نكردن وقتی كه باید ساكت باشن
29- سیگار برگ و یا چپق كشیدن
30- درك كردن شوهر وقتی اعصابش خورده
31- گریه كردن بدون آبریزش بینی
32- غذا پختن بدون تماشای تلویزیون
33- تماشای اخبار و خوندن روزنامه
34- نق نزدن
35- لگد زدن
36- از سن بیست و پنج سالگی رد شدن
37- اخ تف كردن
39- خواستگاری رفتن
40- از همه مهمتر موارد بالا رو قبول كردن

+ نوشته شده در 90/07/26ساعت 9:46 توسط ب تو چ |


 دختر بودن یعنی................

 

دختر بودن یعنی تمام عمر پای آینه بودن!

دختر بودن یعنی پنکک زدن به جای صورت شستن!
دختر بودن یعنی کله قند و لی لی لی لی ...
دختر بودن یعنی پس این چایی چی شد؟؟!
دختر بودن یعنی الگوی خیاطی وسط مجله های درپیت
دختر بودن یعنی همونی باشی که مادر و خاله و عمه ت هستن
دختر بودن یعنی انتظار خاستگار مایه دار!
دختر بودن یعنی چرا خونه اونقد کثیفه ؟؟!
دختر بودن یعنی دخترو چه به رانندگی؟
دختر بودن یعنی باید فیلم مورد علاقه تو ول کنی پاشی چایی بریزی!
دختر بودن یعنی نخواستن و خواسته شدن!
دختر بودن یعنی حق هر چیزی رو فقط وقتی داری که تو عقدنامه نوشته باشه

دختر بودن یعنی شنیدی شوهر سیمین واسه ش یه سرویس طلا خریده 12 میلیون؟

دختر بودن یعنی ببخشید میشه جزوه تونو ببینم؟!
دختر بودن یعنی به به خانوم خوشگل....هزار ماشالااااااا...
دختر بودن یعنی برو تو ، دم در وای نستا!
دختر بودن یعنی لباست 4 متر و نیم پارچه ببره!
دختر بودن یعنی خوب به سلامتی لیسانس هم که گرفتی دیگه باید شوهرت بدیم!
دختر بودن یعنی کجا داری میری؟!
دختر بودن یعنی تو نمیخواد بری اونجا ، من خودم میرم!
دختر بودن یعنی کی بود بهت زنگ زد؟! با کی حرف میزدی؟!
دختر بودن یعنی خیلی خودسر شدی!
دختر بودن یعنی اجازه گرفتن واسه هرچی ، حتی نفس کشیدن

...........................................................

بسر بودن یعنی .....................

 

پسر بودن یعنی برو چند تا نون بخر

 

پسر بودن یعنی هی شماره دادن و هی منتظر زنگ بودن
پسر بودن یعنی بد و بیراه گفتن به دخترایی که تحویلشون نمی گیرن
پسر بودن یعنی کادو خریدن برای جی اف
پسر بودن یعنی تا کی مفت خوری می کنی
پسر بودن یعنی پس کی دفترچه آماده به خدمت می گیری
پسر بودن یعنی به زور سیکل داشتن
پسر بودن یعنی بابا پس کی میری برام خاستگاری
پسر بودن یعنی مثل خر حمالی کردن
پسر بودن یعنی جوراباتو در بیار حالم به هم خورد
پسر بودن یعنی چرا کار نمیکنی ... جون بکن دیگه
پسر بودن یعنی ببخشین ماشین و خونه هم دارین که ...
پسر بودن یعنی همه مواقع مرد خونه هستی، حتی موقع دزد اومدن
پسربودن یعنی عمراً عزیز دل بابا باشی
پسر بودن یعنی در اول جوونی سربازی در انتظارته
پسربودن یعنی هرروز یک شکست عشقی خوردن
پسر بودن یعنی همه میرن مسافرت و تو باید بمونی و خونه رو بپایی
و اما پسر بودن یعنی هزار بدبختی دیگه...

+ نوشته شده در 90/07/14ساعت 9:19 توسط ب تو چ |



زندگی

پا گذاشتن نوزاد جدید به محیط خانواده، مشکلات ناسازگاری فراوانی را برای کودک اول تان و نیز شما به همراه دارد. اما مطمئن باشید که با آماده کردن او و خودتان از استرس در خانواده جلوگیری خواهید کرد. حسادت کودکان به فرزند دوم کودکان بالای 8 سال به ورود نوزاد جدید علاقه و رغبت بیشتری نشان می دهند و اغلب دوست دارند نوزاد را در آغوش بگیرند، پوشک او را عوض کنند و با شیشه به او غذا بدهند. بنابراین در کودکان بالای 8 سال مشکلات کمتری به چشم می خورد، اما در کودکان کمتر از 8 سال مشکلات ناسازگاری بیشتر است. زیرا آنها با ورود نوزاد جدید احساس می کنند که کسی جانشین آنها شده و به اینکه شما به اندازه قبل او را دوست خواهید داشت یا نه شک می کنند. بعضی دیگر حتی قبل از به دنیا آمدن نوزاد جدید به او حس خشم و بی میلی دارند، بنابراین حس حسادت و جانشینی از قبل از ورود نوزاد باید از بین برده شود، درغیر این صورت احساسات کودک دچار اختلال می شود. درباره حامله شدن خود از همان ابتدای بارداری با کودک اول تان سخن گویید یعنی قبل از این که اشخاص دیگری درباره بارداری شما بدانند، این موضوع را به کودک تان بگویید. این باعث می شود که کودک احساس کند فرد مهم و خاصی است که این راز را قبل از همه فهمیده است. اگر کودک اول تان باید از شیر گرفته شود یا در سنی است که دیگر نمی خواهید او را پوشک کنید، یا می خواهید در اتاق خودش بخوابد، این کارها را نزدیک به زمان تولد نوزاد جدید انجام ندهید، زیرا کودک فکر می کند که این تغییر رفتاری که شما از او انتظار دارید فقط به خاطر نوزاد جدید است نه به خاطر بزرگ شدن خودش! به کودک خود تاکید کنید که چقدر تمام نظراتش در مورد نوزاد برای شما مهم و ارزشمند است و اجازه دهید که در خرید لباس ها، وسایل و لوازم مورد احتیاج نوزاد نظر بدهد. نظر کودک تان را در مورد اسم نوزاد بپرسید . به او تاکید کنید که تو بزرگ تری و کارهای بیشتری را می توانی انجام دهی که نوزاد نمی تواند انجام دهد. (هر چه به این موضوع بیشتر تاکید کنید، کودک شما احساس ارزشمندی بیشتری خواهد کرد.) درباره حامله شدن خود از همان ابتدای بارداری با کودک اول تان سخن گویید یعنی قبل از این که اشخاص دیگری درباره بارداری شما بدانند، این موضوع را به کودک تان بگویید. این باعث می شود که کودک احساس کند فرد مهم و خاصی است که این راز را قبل از همه فهمیده است کودک را همراه خودتان به سونوگرافی ببرید تا عکس نوزاد را در رحم شما ببیند و صدای قلب او را بشنود. قبل از شروع ناراحتی های باردار ، کودک را از این مسئله آگاه کنید که ممکن است کمی ناراحتی و ناخوشی برای شما به وجود بیاید و صادقانه در مورد هر آنچه درون بدن شما و احساسات شما رخ می دهد تا حدودی به او بگویید تا او خود را همدردی در این جریان بداند و با شما احساس نزدیکی کند نه اینکه فقط یک مشاهده گر باشد! این اعتقاد را برای کودک تقویت کنید که با ورود نوزاد، زندگی تو تغییر نخواهد کرد. حسادت کودکان به فرزند دوم بنابراین قبل از تولد نوزاد، ساعاتی را برای قصه گفتن و زنگ تفریحی برای خوردن خوراکی با او معین کنید و این روش را حتی وقتی نوزاد به دنیا آمد، ادامه دهید، سپس این کارها را برای هر دوی آنها تک تک و با هم انجام دهید. کودک را در فعالیت‌های مربوط به نوزاد شرکت دهید تا کودک احساس طرد شدن نکند. رفتارهای مناسب کودک را تشویق کنید. برای مثال «از اینکه در عوض‌کردن لباس کوچولو به من کمک کردی متشکرم تو خیلی خوب کمک می‌کنی». اگر کودک تمایل به کمک‌ کردن به شما را نداشت او را اجبار نکنید. در مورد نوزاد با کودک صحبت کنید و به او چگونه بغل‌ کردن نوزاد را آموزش دهید. بیشتر اسم نوزاد را بیان کنید تا کودک او را به عنوان یک فرد و نه یک شیء یا اسباب‌بازی بپذیرد. زمانی که خانواده و بستگان شما نوزاد جدید را ملاقات می‌کنند به آنها توجه کردن به کودک‌تان را نیز گوشزد کنید. به کودک اجازه دهید نوزاد را در آغوش گیرد. واکنش‏های نوزاد را برای کودک توصیف کنید. برای مثال «او دوست دارد تو به آرامی با او رفتار کنی» این توضیحات موجب بهتر شدن روابط بین آنان و لذت بردن از همدیگر خواهد شد. هنگام شیردادن نوزاد پاسخ به رفتارهای کودک بزرگتر دشوار است. قبل از برنامه شیردهی کودک را سرگرم کنید. از اسباب بازی‏های بخصوص برای سرگرم کردن کودک استفاده نمایید. اگر مایل بود کودک را نیز از یک طرف دیگر در آغوش بگیرید و یا دستان را به دور گردن یا کمر او حلقه کنید. برخی از کودکان تمایل به تقلید از رفتار مادر دارند و عروسک یا خرس خود را شیر می‏دهند. کودکان در مقابل ورود نوازد جدید واکنش‏های متفاوتی نشان می‏دهند. مشکلات شایع کودکان عبارتند از: لجبازی- قشقرق به پا کردن- تحریک پذیری- رفتار خشن با شیرخوار مثل محکم بغل کردن، ضربه زدن، نیشگون گرفتن، گاز گرفتن... - چسبندگی به مادر و اضطراب جدایی- مشکلات مربوط به توالت رفتن (خیس کردن شبانه یا روزانه، عدم کنترل مدفوع).- مشکلات خواب- مشکلات مربوط به غذا خوردن- رفتارهای بچگانه مثل درخواست برای پستانک و شیشه شیر و یا کودکانه صحبت کردن. اگر رفتارهای مطلوب کودک مورد توجه و تشویق قرار نگیرد او با انجام رفتار نامطلوب جلب توجه می‏خواهد و در این هنگام توجه اضافی مانند تعریف بی‌مورد کردن، دلیل آوردن، جر و بحث کردن و توجیه کردن موجب تکرار رفتارهای بچگانه در کودک خواهد شد. مشکلات به چه دلیل ایجاد می‏شوند؟ کودکان برای سازگارشدن با شرایط جدید نیاز به فرصت دارند و برای آنها شریک‌شدن با فرد دیگری در کسب توجه و محبت از سوی والدین دشوار است. رابطه کودک با والدین به دلیل ورود خواهر یا برادر جدید تغییر خواهد کرد و شاید در این هنگام کودک نسبت به نوزاد احساس رنجش کنند. آنها شاید به دلیل کم‌شدن توجه احساس کنند والدین دیگر آنها را دوست ندارند و در این هنگام شروع رفتارهای بچگانه چون مکیدن شست، با شیشه شیرخوردن و درخواست برای غذا در دهان گذاشتن مشاهده می‌شود. این رفتارها نشانگر تمایل کودک برای کسب توجه والدین است و دادن توجه اضافی در این موارد باعث تشویق رفتارهای بچگانه و تداوم آنها خواهد شد. اگر رفتارهای مطلوب کودک مورد توجه و تشویق قرار نگیرد او با انجام رفتار نامطلوب جلب توجه می‏خواهد و در این هنگام توجه اضافی مانند تعریف بی‌مورد کردن، دلیل آوردن، جر و بحث کردن و توجیه کردن موجب تکرار رفتارهای بچگانه در کودک خواهد شد. از توجه کردن به رفتارهای بچگانه کودک جدا خودداری کنید. چگونه با مشکلات رفتاری کودک برخورد کنیم حسادت کودکان به فرزند دوم او را سرزنش و یا تنبیه نکنید و به جای آن هنگام انجام رفتار مناسب او را تشویق کنید و مدت زمان بیشتری را با او بگذرانید. احساس کودک را درک کنید اگر او می‏گوید «نوازد جدید را دوست ندارم» به او نگویید این احساس بد است بلکه به او اجازه ابراز احساس خود را حتی منفی بدهید. با او مجادله نکنید و با نامطلوب بودن حضور یک نوزاد جدید در جمع خانوادگی در بعضی مواقع موافقت کنید و مواظب باشید به کودک احساس گناه و یا تقصیر از احساسات منفی‏اش را القاء نکنید. در هنگام آرام بودن کودک او را تشویق کنید اگر کودک بیشتر از 30 دقیقه آرام مانده است کنار او بروید. با او باشید و برای تشویق کردن او از قبل برنامه‏ریزی کنید. در رفتار‏هایتان با ثبات باشید عقیده خود را نسبت به داشتن انضباط در کودک مشخص کنید و قبل از آنکه نوزاد جدید به دنیا آید اجرای قوانین و مقررات را در خانه شروع کنید. هنگام مشاهده رفتار نامناسب سریع عکس‏العمل نشان دهید. با کودک خود بحث نکنید. کودک شما باید بداند که چه رفتاری از نظر والدینش مطلوب و مورد انتظار است. پدر و مادر باید در تربیت کودک با یکدیگر هماهنگ باشند. بدرفتاری‏های جدی مانند صدمه زدن به نوزاد باید سریع پاسخ داده شود. کودک باید بفهمد که صدمه زدن به نوزاد قابل قبول نیست و با انضباط خاصی با او برخورد می‏شود بعضی از رفتارهای نامناسب کودک را نادیده بگیرید. بعضی از رفتارها مانند کودکانه صحبت کردن را نادیده بگیرید. هنگام انجام رفتارهای بچه‏گانه با کودک صحبت نکنید و به او نگاه نکنید. در این زمان از اتاق خارج شده و یا مشغول کار شخصی خود گردید. زمانی‏که رفتار کودکتان مطلوب است او را تشویق کرده و به او توجه کنید. زمانی‏که بدرفتاری‏های جدی می‏بینید سریع‏عکس‏العمل نشان دهید. بدرفتاری‏های جدی مانند صدمه زدن به نوزاد باید سریع پاسخ داده شود. کودک باید بفهمد که صدمه زدن به نوزاد قابل قبول نیست و با انضباط خاصی با او برخورد می‏شود.

+ نوشته شده در 90/07/12ساعت 11:36 توسط ب تو چ |


سلام ب همه دوسان عزیز
من ی بنده خدا از یکی از شهرهای ایران هسم
سن خودمو دقیق نمیدونم ولی جوان هسم
اینم وبلاگم هس ک قابل شمارو نداره نظر و پیشنهادی
دارین بگین ک خیلی خوشحال میشم
باتشکر


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


Archives

1/28/2012 - 2/3/2012

11/29/2011 - 12/5/2011

10/27/2011 - 11/12/2011
10/30/2011 - 11/5/2011
10/23/2011 - 10/29/2011
10/14/2011 - 10/22/2011
9/30/2011 - 10/6/2011


Categories

خانم
اقا
عكس برای زيبايی وبلاگ


Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

1ESTEGHLALE
ماو عشق قشنگمون
otagh khab
alikia
~*¤ô§ô¤*~ احساس برتر ~*¤ô§ô¤*~
·▪●ღدهکده سالیღ●▪·
درددل های دو پسرخاله
سرگرمی و عشاق
nazanin
عاشق ساده
rozhan love
عاشقانه ها
من و تو ( دخترا ) ویه عالمه انار...
ســــــــکوت شــــــــــــــــــب
اهالي نقزن
فرشته مهتاب
چرت وپرت
"دوست تنهای من..."
نیلوفر
شقایق
3tofang dar
DOST YABI
تبلیغات
ღღI need youღღ
قالب های فوق جدید بلاگفا